الفما | شعری از روناز کمالی
تاع فرموده که میچرخد روی لا
ملافهای میفسرد بر
که کشیده را میافتد زیر بازتابشش
در مسیر نیلوفر
روی سیمان روبرو
که ایجاز به تعلیق میجهد
بازتابشش
باز تابشش
باز تا بشش
در کهنهی تا خوردهی ظهرهای ناقوس
که از انقطاع
قطاع
تداعی میگیرد
نقطهی تاع رفته
نقطهی تداعی انقطاع رفته
از این ایجا جا جا جواز لا
به نقطهی تاخوردهی ناقوس
لا به مسیر نیلوفر
لا به بازتابش روبرو
لا به آن سیمان خورده کشیده که میافتد زیر بازتابشش
لا به جهیدن تعلیق